
فرهنگ شريف سال 1310 در شهرستان آمل به دنيا آمد. از چهار سالگي تحت تاثير آموزش موسيقي به وسيله ي پدرش و نيز رفت و آمد بزرگان موسيقي به منزل آنها خصوصا عبدالحسين خان شهنازي برادر حاج علي اکبرخان شهنازي، موسيقي را فرا گرفت.
در سن دوازده سالگي نخستين تک نوازي خود را که به صورت زنده از راديو پخش مي شد با موفقيت اجرا کرد و به دنبال آن در اغلب برنامه هاي گل ها به عنوان تک نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهي کرد. وي از بدوشروع برنامه گلها به همت زنده ياد داود پيرنيا و برنامه تکنوازان به همت استاد مير نقيبي با شيوه اي نو در نوازندگي تار، حضور داشت.
فرهنگ شريف در کارنامه هنري خود با خوانندگاني چون روح انگيز، تاج، غلامحسين بنان، شجريان، محمودي خوانساري، ايرج و ... هم نوازي داشته است و در چندين فستيوال بين المللي از جمله فستيوال موسيقي برلين توانسته است ساز تار را به خوبي به جهانيان بشناسد، فرهنگ شريف چند سالي را در دانشگاه هاي مطرح امريکا به امر آموزش موسيقي مشغول بود.
او نخستين هم نوازي را با خوانندگاني چون محمودي خوانساري، شجريان، اکبر گلپايگاني داشت و نخستين تصنيف اکبر گلپايگاني از ساخته هاي اوست.
فرهنگ شريف موفق به دريافت نشان درجه يک هنري ازدست آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت شده است.
از خانه موسيقي

ولفگانگ آمادئوس موتزارت ( 1791-1756 )... اين ها {تاريخ} تنها اعدادي است که در کتب تاريخ موسيقي به کار مي آيد ؛ موتزارت در 27 ژانويه 1756 در سالزبورگ اتريش به دنيا آمد؛ شايد غيبت فيزيکي او در 1791 رخ داده باشد اما حضور پاک و استوارش جاودانه است .
رومن رولان در مورد موتزارت مي گويد : شاد بود و با اين وصف روزگارهيچ کس سخت تر از زندگي او نبود. اين زندگي پيکار بي وقفه اي برضد تنگدستي و بيماري بود . تنها مرگ در 35 سالگي به اين پيکار بي پايان بود .
پس شادي او از کجا برمي خواست ؟
پيش از همه از ايمان بيدار و عاري از خرافات اما نيرومند و استوار او که شک نه تنها هيچ گزندي به آن نرساند بلکه حتي در آن راه نيز نيافت اين ايمان آرام بي پيرايه و از شهوت و خيالپردازي پيراسته بود. ايمان مي آورم زيرا حقيقت است credo quia verum به پدر محتضرش مي نويسد :
من به خبرهاي خوب اميد مي بندم هرچند هميشه عادت داشته ام که بدترين هر چيز را در نظر مجسم کنم چون مرگ هدف حقيقي و نهايي زندگي ماست از چند سال پيش چنان به اين بهترين دوست حقيقي بشر خو گرفته ام که صورتش ديگر نه تنها برايم هيچ ترسناک نيست بلکه بسيار آرامش دهنده و تسليت بخش است و من خدا را سپاس مي گويم که اين خوشبختي را به من بخشيده .... هيچ گاه نشده که به بستر بروم و نينديشم که فردا ممکن است ديگر زنده نباشم و با اين وصف هيچ يک از کساني که مرا مي شناسند نمي تواند بگويد که من در زندگي خود دلتنگ يا اندوهگين هستم . به پاس اين سعادت خالق خودرا شکر مي گزارم و از صميم دل آن را براي همه آيندگان آرزومندم ( 4آوريل 1787)
اينها گفته هاي هنرمند جواني است که نبوغ و بخشش الهي در عين جواني از او عارفي سالک و پخته ساخته است و اين نه تنها در گفته هاي او بلکه در اثار وي نيز مشهود است
نمي شه غصّه ما رو ? يه لحظه تنها بذاره
نمي شه اين غافله ? ما رو تو خواب جا بذاره
ما رو تو خواب جا بذارهش
دلم از اون دلاي ? قديميه از اون دلاست
که مي خواد عاشق که شد ، پا روي دنيا بذاره
پا روي دنيا بذاره
با کليک بر اين لينک آهنگ آرزوها را بشنويد
اطلاعات بيشتر راجع به آهنگ آرزوها
اول دي ماه 1308 به دنيا اومدن
يعني78 سال پيش
تبريک ميگم.اميد وارم هميشه شاد باشن و سرزنده
مي خواستم اولين زندگينامه اي که مي نويسم از يه خانوم موسيقيدان باشه.اما به علت … نشد. ايرادي نداره صحبت ها ي يکشنبه شب آقاي محمودي در راديو پيام و علاقه ي خودم به استاد باعث شد اين متن رو بنويسم.هنرمندي با يک زندگي ساده که از راه تدريس موسيقي تامين مي شه.هنرمندي که هرچيزي نخوند هر جايي نرفت//با اين که امکانات...براش وجود داشت// با صدايي پخته، دلنشين.کسي که حرمت و شخصيت قائل شده براي صداش و اعتقاد داره که هنرمند نبايد دست به هر کاري بزنه.
يک
هنرمند
ايراني
يک بيوگرافي از ايشان :
استاد محمد نوري با پنج دهه صداي ماندگار ، يادگار هنر و موسيقي کشور است . وي در سال 1329 ديپلم تئاتر را دريافت کرد و يک سال بعد هم ديپلم دبيرستان دارايي را کسب کرد. پس از آن در سال 1335 گواهينامه در اماتيک ، بازيگري و مباني تئاتر را از دانشکده ادبيات دانشگاه تهران اخذ کرد. در سال 1343 موفق به دريافت گواهينامه زبانهاي خارجي از دانشکده ادبيات دانشگاه تهران گرديد و در سال 1350 فارغ التحصيل رشته ادبيات انگليسي از همان دانشکده شد. محمد نوري در زمينه آواز و موسيقي از محضر اساتيد بزرگ ايران کسب فيض کرده است .
وي آواز را نزد فاخره صبا و ئولين باغچه بان فرا گرفت و سپس به يادگيري تئوري موسيقي و سلفژ نزد مصطفي کمال پور تراب ، فريدون فرزانه ، و سيروس شهردار پرداخت .اساتيد آهنگسازي وي عبارتند از: حسين اصلاني ، شادروان ناصر حسيني ، شادروان فريدون فرزانه ، محمد سرير ، شهرام گلپريان و … که در ميان از داوود گنجه اي ، دکتر حسن رياحي و محمد سرير با تکريم و احترام ويژه اي ياد مي کند.
استاد نوري که فبل از انقلا ب يکي از محبوب ترين خوانندگان موسيقي فولکلور و ملي به شمار مي رفت ، پس از انقلاب نيز نزديک به 10 آلبوم به انتشار رسانده است . وي در مهر ماه سال 1378 موفق به دريافت جايزه خورشيد طلايي براي پنجاه سال صداي ماندگار، متفاوت شد. بي دليل نيست که وي براي چند نسل متوالي خاطرات بي بد يلي را رقم زده و محبوب دل پير و جوان است.
با آن که نزديک به هفت دهه و نيم از عمر پربهاي استاد نوري مي گذرد وي کنسرت هايي در سال 81 ، 80 ، 82 برگزار کرد که با اسقبال پر شور مردم روبه رو شد و در اين سن محمد نوري سالن را مي لرزاند !
آثار :
از محبوبترين آثار محمد نوري مي توان به جان مريم ، شاليزار ، کوچ ، واسونک ، مارال ، جمعه بازار ، سفرهاي دور و … اشاره کرد . ضمن اين که استاد شاگردان زيادي نيزدر مکتب آواز خويش پرورش داده که امروز همگي د روادي موسيقي فعاليت دارند.
منبع زندگي نامه: شبکه جهاني جام جم

يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.
ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.
دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.
ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.
ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.
ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:
پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.
صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.
وقتي ابوالحسن صبا درگذشت، شهريار شاعر مشهور درباره او چنين سرود:
اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدي؟ چه شرابي به تو دادند که مدهوش شدي؟
تو که آتشکده عـشـق و مـحـبـت بـــودي چه بـلا رفت که خاکسـتـر خاموش شدي؟
به چه دستي زدي آن ساز شبانگاهي را که خـو از رقت آن بـيخود و بـيـهوش شدي؟
تو بصد نغمه، زبان بودي و دلها هم گوش چه شنفتي که زبان بستي و خود گوش شدي؟
خلق را گر چه وفا نيست و ليکن گل من نه گمان دار که رفـتـي و فـرامـوش شـدي؟
تـا ابـد خـاطـر ما خوني و رنگين از تست تو هم آمـيـخـتـه بـا خـون سـياوش شـدي؟
منبع:فرهنگسرا

سامي يوسف در ماه جولاي ۱۹۸۰ از خانواده اي ايراني آذري الاصل بدنيا آمد. اما او به همراه خانواده اش به انگلستان رفت و در آنجا نوجواني و جواني اش را سپري کرد. و ساکن لندن شد . او که از همان ابتدا به موسيقي علاقه داشت در ۱۸ سالگي به مدرسه موسيقي لندن رفت و در آنجا با تحصيلات آکادميک موسيقي آشنا شد. او تا کنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده به نامهاي : ( المعلم ) و (امت من ) و اولين کنسرت موسيقي اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسيع از آن برنامه به کشورهاي زيادي از جمله آلمان ترکيه هند و... براي اجراي برنامه دعوت شده ...
او تا به حال با آميختن موسيقي اصيل شرقي با نواهاي کلاسيک غربي و اشعاري که اکثرا در وصف پيامبر اسلام و دين اسلام است مخاطبين بسياري را جذب کرده و از ويژگي هاي ديگر کار هاي او اين است که هم به زبان انگليسي و هم عربي کارهايش را مي خواند .
آموزش موسيقي را از سن کم توسط پدر ـ که موسيقيدان، نوازنده و شاعري مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسيقي را به صورت آکادميک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترين مؤسسات موسيقي لندن و پس از دريافت بورس تحصيلي در 18 سالگي تحت نظر مشهورترين موسيقيدانهاي «مدرسه سلطنتي موسيقي لندن» فرا گرفته است. گرچه سامي از سه سالگي در لندن بزرگ شده اما ريشههاي شرقياش (او در يک خانواده ايراني آذربايجاني الاصل به دنيا آمده است) در ساخت ملوديها، آهنگها و نماهنگهايش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامي و فهم عميق او در تئوري موسيقي و نوازندگي، زمينهاي شد تا بتواند فرهنگهاي مختلف موسيقي کلاسيک غربي تا موسيقي مقامي خاورميانه اعم از عربي و ايراني و صوفي)، ترکي، آوازهاي فارسي، آذري، هندي و پاکستاني و حتي ملوديهاي افغاني را ياد بگيرد.
اين جوان 26 ساله انگليسي، در 23 سالگي (2003) آلبوم اول زيبايش، «المعلم» را به بازارهاي جهاني عرضه کرد که شکلي مدرنتر و بسيار جذاب تر از همان تواشيح خودمان است به زبانهاي انگليسي و عربي. اهل فن ميگويند که اين آلبوم، انقلابي در اناشيد انگليسي بوده است. بعد از کت استيونس (يوسف اسلام)، خواننده مسلمان بريتانيايي، حالا نوبت به سامي يوسف رسيده است که آوازهاي اسلامياش به صدر جدول فروش آلبومهاي اروپا و آمريکا برسد؛ فراموش نکنيد که موسيقي پاپ در اين کشورها براي خودش بروبيايي دارد. بسياري به محض اينکه صداي مسحورکنندهاش را شنيدند به خريدن آلبومهايش روي آوردند تا جايي که تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسيد. يکي از معتبرترين روزنامههاي اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار اين هنرمند به قدري زيباست که قلبها را تسخير ميکند». در کشورهاي عربي البته استقبال نسبتاً بيشتري نسبت به آلبوم سامي يوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارک رمضان در يکي از کشورهاي عربي تعداد فروش متوسط آلبوم وي در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسيد. سامي توانست در مدت يک سال تحول عظيمي در عالم موسيقي و سرود ديني ايجاد کند. اولين آلبومش جزو پرفروشترينهاي خاورميانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکيه در صدر جدول آلبومهاي پر فروش بوده است.
در سال 2005 آلبوم عالياش «امت من» را، در ميان استقبال بي نظير مردم، با مضاميني و اشعاري قوي و غالباً اجتماعي، آرمانگرايانه، معترض و عدالتخواهانه منتشر نمود. همين ويژگي است که سامي يوسف را از بسياري از خوانندههاي مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام يک دين سکولار شبهه مسيحي (مسيحيت تحريف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پيامبر را يک چهره ليبرال معرفي ميکنند ـ متمايز ميکند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازينش در ابتدا ذکر شده بود ـ يا به نام مؤسسه سامي يوسف «Awaking» (به معناي بيداري) نيز دقت کنيم، شايد مفهوم «بيداري اسلامي» در ذهنمان تداعي شود. ملودي محلي کشورهاي گوناگون، انواع سبکهاي موسيقايي و شش زبان که در اين آلبوم از آنها استفاده شده است، شاهدي ديگر بر اين مدعاست
زندگي نامه استاد روح ا.. خالقي

روح الله خالقي در سال 1285 در کرمان متولد شد ، سالها شاگرد ممتاز استاد علينقي وزيري و از مفاخر موسيقي ملي ايران بود بهترين سالهاي زندگيش را صرف دل انگيز ترين هنرها کرد و به تشخيص اهل فن موسيقي ايراني و فرنگي ، شناخت او صلاحيت کامل يافت در سال 1325 انجمن موسيقي ملي ، به همت اوتاسيس شد و سه سال پس از آن با تاسيس هنرستان ملي موسيقي به يکي از آرمان هاي هنري کشور ما جامه عمل پوشاند . انتشار آثار متعدد شامل متد و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي خدمت بزرگي به هنر کرد . هم اکنون قطعات آواز ، قطعات ارکستري ، اتودها ، آثار ساده مدرسه يي ، کتاب ها و رسالات علمي مانند نظري به موسيقي ، از او به جاي مانده است که هر کدام داراي ارزش فراواني است.
خالقي علاوه بر رياست هنرستان موسيقي ملي تا هنگام فوتش رهبري ارکستر (( گلها )) و عضويت شوراي موسيقي راديو ايران را دارا و مدتها سرپرستي ارکستر هاي شماره يک و دو راديو را به عهده داشت. روح الله خالقي در دامان پدر و مادري که هر دو در نواختن تار مهارت داشتند تربيت يافت ، او نيز از کودکي به موسيقي علاقه مفرطي نشان مي داد ولي پدرش از بيم اين که مبادا وي از تحصيل عقب بماند او را از اشتغال به موسيقي منع ميکرد . اما روح الله کوچولوي آن روزي، هر وقت خود را در خانه تنها مي يافت با عشق عجيبي که به موسيقي داشت (( مخفيانه و پنهان ))تاري را که بزرگتر از جثه اش بود بغل مي گرفت و مشغول نواختن مي شد!!
بالاخره در نتيجه علاقه خستگي ناپذير وي به موسيقي ، پدرش مجبور شد او را از هفده سالگي در آموختن ويلن آزاد بگذارد بعد از يکي دو سال به محض اينکه مدرسه موسيقي وزيري تاسيس شد اولين شاگرد استاد وزيري بود که به فراگرفتن موسيقي پرداخت و چون احساس کرد که موسيقي دان بايستي در درجه اول داراي اطلاعات کافي باشد اين بود که مجددا در ضمن اينکه موسيقي را ترک نکرد تحصيلات متوسطه خود را در دارالفنون و عالي رادر دانشسراي عالي در رشته ادبيات که ارتباط بيشتري به موسيقي داشت به پايان رسانيد.
خالقي در مدت بيست و هفت سال که در رشته موسيقي ايراني کار کرد بيش از صد آهنگ و دو جلد کتاب (( نظري به موسيقي )) که جلد اول آن مربوط به قواعد و اصول کلي موسيقي است و جلد دوم تاريخچه موسيقي و قواعد و اصول موسيقي ايراني است و کتاب ديگري نيز به نام (( هم آهنگي موسيقي )) راجع به توافق و تناسب اصوات نوشته است که با کمک وزارت فرهنگ در سالهاي 1316 و 17 و 20 به چاپ رسيده است.
ديگر از آثار او علاوه بر تعدادي اتود براي ويولون و عود و تار عبارتست از (( رنگارنگ )) ، ( خالقي در مورد ساختن اين قطعه گفته است : منظور من اين بود که روي هر يک از دستگاههاي ايراني يک چنين قطعه اي بسازم ، در واقع مبناي کار نو آموزان است . اين فکر بديع اگر جامه عمل بخود به پوشد اساسي براي کار کمپوزيتورهاي آينده به جاي مي ماند . ) اين اثر بطوري که از نامش مستفاد مي شود همچون گلستاني است که داراي گلهاي رنگارنگ باشد ، ضرب ها و حرکات مختلف اين قطعه و به طور کلي فرم و يا پيکره آن واجد اين امتياز است که آن را مبناي کار قرار بدهند به علاوه آهنگهاي : (( يار رميده )) ، (( وعده وصال )) ، ((پيمان شکن )) ، (( نغمه نوروزي)) ، (( بهار عشق )) ، (( مستي عاشقان )) ، (( شب جواني )) ،(( شب من ))و (( اميد زندگاني )) تصانيفي است که توسط اين موسيقي شناس عاليقدر ساخته شده است.
مرحوم خالقي در موسيقي سخت پيرو استادش مرحوم کلنل علينقي وزيري بود وهمواره اعتقاد داشت که وزيري خدمتي به موسيقي اين کشور کرده است که تابحال احدي به هيچيک از صنايع ظريفه اين مملکت نکرده است و مي گفت تا موسساتي وجود نداشته باشند که بدان وسيله بتوان اين روش ترويج کرد زحمات وزيري آن چنان ثمر بخش نخواهد بود .
بازديد ديروز: 86
کل بازديد :25686
وبلاگ آواز ايراني
وبلاگ استاد شجريان
وبلاگ نواهای ایرانی
وبلاگ خموشانه
وبلاگ موسیقی ملی ایران
وبلاگ مشتاقان شهرام ناظري
وبلاگ تنبورستان
وبلاگ ني نوازان
وبلاگ موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران
وبلاگ دلشدگان
وبلاگ خداي آواز ايرج
وبلاگ ني نامه
وبلاگ سازها
وبلاگ آواي ايرج
وبلاگ استاد محمد رضا لطفي
وبلاگ خورشيد شبستان
وبلاگ گاهشمار تاریخ ایران و جهان
تمناي وصال
وبلاگ پرهام پريسان
وبلاگ باستاره ها
وبلاگ موسیقی ما
وبلاگ سکوت شيشه اي
وبلاگ پرویز یا حقی
وبلاگ موسيقي = زندگي
وبلاگ نغمه اي از بهشت
وبلاگ دود عود
وبلاگ برگ سبز
وبلاگ تارکمان
وبلاگ خلوت گزيده
وبلاگ ويولن نقره اي
وبلاگ تار و سه تار
وبلاگ موسيقي اصيل ايراني
وبلاگ فریاد نی
وبلاگ استاد فرهنگ شریف
وبلاگ استاد ملک
وبلاگ موسيقي ايراني
کتاب اول ويولون، استاد روح الله خالقي [26]
تئوري موسيقي، مصطفي کمال پور تراب [7]
ياد مان [25]
روش نوين مباني اجراي موسيقي، شريف لطفي [2]
*آموزش ویولن* [4]
نقد و نظرها [3]
آشنايي با موسيقي ايراني [14]
آشنايي با موسيقي فرنگي [2]
معرفي و دانلود برنامه [2]
معرفي و دانلود کتاب [3]
موسیقیدان شناسی [6]
مطبخ [3]
ملبس
نت نامه
اسلام.ايران.موسيقي [4]
موزيک/ويديو نامه [5]
در مورد نگهداري از ساز [2]
موسيقي در ايران
نام: | |
ايميل: | |
