موسيقي در دوره اسلامي
اسحق ابن ابراهيم«مادر اسحق _شاهک رازي_ در ري به خوانندگي مشغول بوده و ابراهيم او را در آنجا ديده و به همسري خود درد آورده» (150-235) شهرتي به سزا دارد و نوازنده و خواننده و شاعر و اديب بوده. موسيقي را از پدر خود و ساير استادان فن از قبيل منصور زلزل که ايراني بوده فراگرفته. اسحق نيز مانند پدرش از هدايايي که به او داده مي شد ثروت هنگفتي به دست آورد. صاحب اغاني او را به دريا و ساير موسيقيدانها را به جوي ها و نحر ها تشبيه کرده و وي را در موسيقي صاحب سبکي خاص دانسته و مي نويسد: که اسحق اوزان موسيقي را تحت نظم و ترتيب مخصوصي در آورده و در کتابي که حاوي مجموع تصانيف اوست نغمات موسيقي را که خود ساخته از حيث وزن طبقه بندي کرده است. گويند اسحق به قدري خوباز کيفيت فواصل و پرده هاي موسيقي اطلاع داشته که قطعات موسيقي خيلي مشکل را روي عود ناکوک مي نواخته و اين دليل بر قوت قوه ي سامعه و مهارت انگشتان و آشنائي زياد او با عود بوده است.از کتابهائي که او نوشته بدبختانه چيزي در دست نيست ولي بي شک اين کتابها مرجع کتاب اغاني ابوالفرج اصفحاني بوده. پس از مرگ اسحق، خليفه ي عباسي با اظهار تاسف گفت که مجلس خليفه بي وجود اسحق ديگر زيور و رونقي نخواهد داشت.
اسحق شاگردي مرسوم به زرياب داشته که نديم و خواننده ي مخصوص خليفه بوده.زرياب سراينده و شاعر معروفي بوده و در بغداد نزد اسحق تعليم موسيقي گرفته و بعد خواننده ي در بار هارون شده سپس به اسپانيا مسافرت کرده و خليفه عبدالرحمن او را نوازش بسيار نموده و جاه و جلال تمام يافته چنانکه در موقع عبور از معابر صد بنده در خدمت خود داشته است.
چون در سطور فوق مکرر از کتاب اغاني نام برده شد بي مناسبت نيست از مؤلف اين کتاب هم ذکري بشود :
ابوالفرج اصفحاني- ابوالفرج به سال 284 در اصفحان متولد شده و در 356 در بغداد وفات کرده. کتابي که تاليف نموده موسوم به اغاني است که شامل حکايات راجع به موسيقيدانهاست و مخصوصا دوره ي هارون الرشيد و مامون را به خوبي توصيف کرده، حکايات اغاني بسيار دلپذير است و ضمنا اين کتاب يکي از بهترين منابع ادبيات عرب به شمار مي رود. مصنف اين کتاب پنجاه سال عمر خود را صرف تدوين آن نموده و نسخه ي خطي منحصر به فرد را به صيف الدوله ي همداني تقديم کرده و او در مقابل هزار دينار به ابوالفرج صله داده است. گويند عضدالدوله ي ديلمي کتاب اغاني را در تمام مسافرتها همراه خود داشته. گرچه اين کتاب بهترين منبع تاريخي موسيقي دوره ي درخشان خلافت عباسي مي باشد ولي ضمنا بايد متوجه بود که مطالب آن خالي از اغراق و مبالغه نيز نمي باشد.با وجود اين از نظر تاريخي قابل اهميت است و نام بسياري از شاعران و نوازندگان و خوانندگان و سازندگان را تنها اين کتاب محفوظ داشته است.(مولف کتاب«ضحي الاسلام» شرحي راجع به موسيقي دوره ي عباسي نوشته و چون اين کتاب تازگي به فارسي ترجمه شده ممکن است براي بعضي اطلاعات ديگر به ترجمه کتاب مذکور موسوم به «پرتو اسلام» مراجعه کرد.)
موسيقي در دوره اسلامي
هارون الرشيد خليفه ي عباسي از يک طرف در زهد و تقوا افراط مي کرد و از طرف ديگر در عيش و نوش و خوش گذراني و باده نوشي هم زياده روي مي نمود و هر دو جنبه را دارا بود پسرانش امين و مأمون نسبت به موسيقيدانها و نوازندگان و خوانندگان زياد محبت مي کردند و مأمون غناء را بسيار دوست ميداشت و همانطور که بزرگترين مروج علم و ادب بود جانب موسيقيدانها را نيز نگاه مي داشت و در دوره ي او اهل اين هنر قرب و منزلتي بسزا يافتند.
از حکاياتي که راجع به خوانندگان و نوازندگان در کتاب اغنب ذکر شده معلوم مي شود که در دوره ي عباسي به خصوص در زمان هارون و مأمون که درخشان ترين زمان خلافت عباسيان است فن موسيقي خيلي ترقي کرده و عده ي موسيقيدانها زياد و اغلب ايراني بودند. از جمله معاريف موسيقي شناسان اين دوره دو نفر موسيقيدان مشهورند مرسوم به ابراهيم و پسرش اسحق که حکايات نوازندگي خوانندگي آنها به تفصيل در کتاب اغاني مسطور است و اينک به طور خلاصه از آن نام مي بريم.
ابراهيم موصلي«ابراهيم پسر هامان پسر بهمن پسر نسک(از دهقانان ارجان فارس) بوده.»(125-188) اصل او از يک خانواده ي نجيب و اصيل ايراني بوده و در کوفه متولد شده است. مسافرتي هم به ري و بغداد کرده و از استادان فن موسيقي نواختن عود و خواندن آواز را فراگرفته.مهدي خليفه عباسي علاقه ي شديد به او داشته ابراهيم در نظر هارون نيز محترم بودهچنانکه موسيقيدان و نديم وي شده ابراهيم در اثر هداياءي که از هارون و ساير بزرگان گرفت ثروتي هنگفت يافت و عده ي زيادي شاگرد داشت که به آنها موسيقي تعليم مي داد. از جمله چند نفر از دختران جوان را براي فن خوانندگي تربيت مي کرد. قبل از او زنهاءي که از فن آواز اطلاع داشتند از کنيزان سياه روي بودند و او براي اول دفعه چند دختر سفيد روي زيبا صورت را در فن آواز تربيت کرد و وجاهت منظر نيز بيشتر سبب اهميت اين نوع خوانندگان شد. ابراهيم قوه ي سامعه ي دقيقي داشت و بين سي نفر دختر که عود مي نواختند اگر يکي از سيم ها ناکوک بوده فورا تشخيص مي داده است. گويند ابراهيم نهصد نغمه ي موسيقي ساخته بود. پسرش اسحاق بين اين الحان سيصد نغمه را شاهکار پدر خود دانسته و سيصد نغمه را متوسط و سيصد نغمه ي ديگر را مبتذل و نغمات عادي تشخيص داده. ابراهيم مسافرتي به ري کرده و در آنجا موسيقي قديم ايران را از جونويه نام زرتشتي فرا گرفته.
موسيقي در دوره اسلامي
در دوره ي جاهليت زندگاني عرب بسيار ساده و بي تکلف بود ولي پس از ظهور اسلام و فتح ايران و ساير کشور ها و تشکيل دولت بزرگ اسلامي و آشنايي عرب ها به زندگاني پر تجمل پادشاهان قديم ايران و روم بخصوص در دوره ي عباسي ها که خلافت ايراني در لباس عربي جلوه کرد، خلفاي عباسي به کلي خلافت را تبديل به سلطنت کردند و براي خود درابنان و خادمان مخصوص انتخاب نمودند و در حرم خليفه کنيزان زيبا روي از ملل مختلف گرد آمدند و خلفا اوقات فراغت را به عيش و نوش پرداختند و ثروت هنگفتي از اطاف ممالک اسلامي به مرکز خلافت آمد و اين طرز زندگي خلفا طبعا اوضاع اجتماعي و ادبي و علمي را تغيير داد و در ترقي و پيشرفت صنعت موسيقي کمک موثري شد.از طرف ديگر وزراي خلفاي عباسي که اغلب از خاندان ايراني بودند از قبيل برامکه و برامکه و بني سهل به احياي آداب و آدات ايراني علاقه شديد داشتند و قدرت مادي و معنوي و ثروت و تجمل زندگاني آنها نيز براي پرورش اهل هنر مشوق ديگري بود. خلاصه ديري نگذشت که بغداد که جايگاه خليفه ي عباسي بود مرکز علمي و ادبي و محل اجتماعي ثروتمندان و اهل عيش و نوش گرديدو طبعا غزل سرايي و غناء و آواز خوش رونقي به سزا يافت و مطربان و خوانندگان و نوازندگان در اطراف خليفه و وزراء و خانه هاي اعيان جمع شدند و به طوري که از کتاب اغاني بر مي آيد اوضاع خانه هاي بغداد و کنار جسر ورود دجله هنگام شب به صورتي حيرت انگيز در آمد و هر طرف صداي ساز و آ؛واز بلند شد و شعر و تغزل و رقص و سرايندگي و نوازندگي شيوع و انتشار غريبي يافت.
شک نيست که خلفاي عباسي نخست به خوش گذراني اشتياقي نداشتند زيرا تازه روي کار آمده بودند و دشمنان زياد داشتند و به واسطه ي جنگ ها ي پي در پي فرصت عيش و نوش نمي کردند.چنانچه عبدالله سفاح اول خليفه ي عباسي و برادرش منصور (خليفه دوم) با باده نوشي و عيش و نوش مخالف بودند و گويند سفاح حتي اوقات فراقت را در حرم به سر نمي برد. منصور روزي غوغائي شنيد، پرسيد چه خبر است. گفتند يکي از بندگان در ميان کنيزان مشغول تنبور زدن است. منصور بر سر آن جمع رفت و همه از ترس او پراکنده شدند. آ‹گه منصور تنبور را از دست خادم گرفت و چنان بر سر او کوفت که شکست و خادم را به واسطه ارتکاب به اين عمل فروخت تا ديگر روي او را نبيند.
مهدي خليفه سوم عباسي هنر هاي زيبا از جمله موسيقي را دوست مي داشت ولي نغمه ي نوازندگان و خوانندگان را از پشت پرده گوش مي داد و پسرش ابراهيم عاشق اين هنر بود و فن خوانندگي و طرب را در خانه فرا گرفت و آوازي خوش داشت و خود از سرايندگان معروف اين دوره به شمار آمد. اهل صنعت هم چون خليفه را بي رغبت نديدند در تغزل و وصف مي و معشوق و تحريص مردم به خوش گذراني کوشش کردند.
در اين موقع اشعار بشاربن برد (شاعر غزل سراي ايراني) انتشار زياد يافت و او بدون پروا مردم را به عيش و نوش و باده گساري دعوت مي کرد تا آنجا که مردم از عفت کسان خود به هراس افتادند مهدي امر کرد که بشار حق غزل سرايي ندارد ولي او در خفا اشعاري مي سرود و شيوه ي خود را ترک نکرد. عاقبت طرفداري بشار از افکار و عقايد ايراني و علاقه ي او به طريقه ي شعوبيه و افراط او در فن تغزل و سوء استفاده از ذوق لطيف شعري خود بد گوءي از عرب ها که شيوه ي او و ساير طرفداران شعوبيه بود به ضرر او تمام شد و در سال 168 هجري به دست خليفه ي عباسي کشته شد.
موسيقي در دوره اسلامي
پس از حمله عرب و اضمحلال دولت ساساني موسيقي ايراني در کشور هاي عربي زبان هم متداول شد و عرب ها موسيقي را نيز مانند سايرعلوم و آداب و صنايع از ايران اقتباس کردند.عرب دوره ي جاهليت از موسيقي بهره اي نداشت و تنها شاعر عرب که قبل از اسلام به اشعار خود تغني کرده اعشي ابن قيس است که از شاعران معروف دوره ي جاهليت است اين شاعر در مجلس ملوک حيره و ايران آمد و رفت داشته و معروف است که در عهد انوشيروان به مدائن رفته و موسيقي ايراني را فرا گرفته و کمي هم به زبان فارسي آشنا شده بطوريکه کلمات فارسي و اسامي آلات موسيقي از قبيل ناي و سنج و بربط را در اشعار خود آورده.بعضي گويند اول دفعه در زمان عبدالله ابن زبير که مشغول مرمت خانه کعبه بود معماران وبنا هاي ايراني که اين کار را برعهده داشتند در ضمن عمل آواز مي خواندند و عرب را آواز آنها خوش آمد وبين اين کارگران بعضي از موسيقي اطلاع داشتند وآواز هاي ايراني را به عرب ها آموختند.در اغاني مسطور است اول کسي که از عربها نغمه هاي ايراني را ياد گرفته و اشعار عربي را با الحان ايراني خوانده سعيد بن مسجع بوده که مجذوب موسيقي ايراني شده و براي همين منظور مسافرتي به ايران کرده و پس از مراجعت نغمات فارسي را که فرا گرفته بود در مکه رواج داده است.
از جمله موسيقيدانهاي ايراني يکي نشيط فارسي (متوفي 80 هجري) است که از موالي عبدالله بن جعفر ابن ابيطالب بوده. ديگر ابن محرز است که دوره ي هشام ابن عبدالملک را درک کرده و يونس کاتب که در ديوان مدينه کاتب بوده.ابن نديم در کتاب الفهرست مي نويسد که يونس کتابهايي را جع به موسيقي نوشته و از آن جمله اسم کتاب الغنم را به نام وي ذکر مي کند که فعلا اثري از آن باقي نيست.ابوالفرج اصفحاني نيز در اغني از کتاب موسيقي يونس نام مي برد و چنين به نظر مي رسد که اين اول کتابي است که در اسلام راجع به موسيقي نوشته شده و نمونه و سرمشق کتاب اغاني ابولفرج بوده است.(براي اطلاعا ت بيشتر راجع به موسيقي صدر اسلام و دوره ي بني اميه مراجعه شود به کتاب تاريخ ادبيات آقاي همائي در دوجلد کتاب مذکور مطالب مفيدي جمع آوري و تدوين کرده اند.)
چون اسلام به عللي موسيقي را ممنوع کرد، اين صنعت در صدر اسلام بخصوص در دوره ي خلفاي راشدين که قوانين شرع را با کمال شدت اجرا مي کردند، تقريبا متروک شد ولي پس از آنکه خلفاي اموي مسند خلافت را به مقام سلطنت تبديل کردند و از شدت احکام شرع کاسته شد موسيقي نيز در مجلس آنها وارد شد وموسيقيدانهاي ايراني قربو منزلتي تمام يافتند و پس از آشنايي به زبان عربي اشعار عرب را با الحان فارسي خواندند و بيشتر طرف توجه شدند. البته ميان خلفاي اموي همه نسبت به موسيقي يک عقيده نداشتند چنانکه سليمان ابن عبدالملک با موسيقي مخالف بود و اهل اين هنر را مجازات مي کرد. به عکس او معاويه و يزيد هر دو به اين هنر متمايل بودند چنانکه معاويه جمعي از اهل اين فن را به دمشق برد و به اين وسيله موسيقي ايران قدم از حجاز بيرون نهاد و در شهر هاي ديگر اسلامي نيز منتشر شد.
بازديد ديروز: 86
کل بازديد :25687
وبلاگ آواز ايراني
وبلاگ استاد شجريان
وبلاگ نواهای ایرانی
وبلاگ خموشانه
وبلاگ موسیقی ملی ایران
وبلاگ مشتاقان شهرام ناظري
وبلاگ تنبورستان
وبلاگ ني نوازان
وبلاگ موسیقـــــی سنتـــــي ايـــــران
وبلاگ دلشدگان
وبلاگ خداي آواز ايرج
وبلاگ ني نامه
وبلاگ سازها
وبلاگ آواي ايرج
وبلاگ استاد محمد رضا لطفي
وبلاگ خورشيد شبستان
وبلاگ گاهشمار تاریخ ایران و جهان
تمناي وصال
وبلاگ پرهام پريسان
وبلاگ باستاره ها
وبلاگ موسیقی ما
وبلاگ سکوت شيشه اي
وبلاگ پرویز یا حقی
وبلاگ موسيقي = زندگي
وبلاگ نغمه اي از بهشت
وبلاگ دود عود
وبلاگ برگ سبز
وبلاگ تارکمان
وبلاگ خلوت گزيده
وبلاگ ويولن نقره اي
وبلاگ تار و سه تار
وبلاگ موسيقي اصيل ايراني
وبلاگ فریاد نی
وبلاگ استاد فرهنگ شریف
وبلاگ استاد ملک
وبلاگ موسيقي ايراني
کتاب اول ويولون، استاد روح الله خالقي [26]
تئوري موسيقي، مصطفي کمال پور تراب [7]
ياد مان [25]
روش نوين مباني اجراي موسيقي، شريف لطفي [2]
*آموزش ویولن* [4]
نقد و نظرها [3]
آشنايي با موسيقي ايراني [14]
آشنايي با موسيقي فرنگي [2]
معرفي و دانلود برنامه [2]
معرفي و دانلود کتاب [3]
موسیقیدان شناسی [6]
مطبخ [3]
ملبس
نت نامه
اسلام.ايران.موسيقي [4]
موزيک/ويديو نامه [5]
در مورد نگهداري از ساز [2]
موسيقي در ايران
نام: | |
ايميل: | |
