1
تقليد صوت وآشنايي با مراحل آن
دستيابي به توان تقليد صداي حاصل از اجراي الگوهاي متنوع ريتم ونيز اصوات موسيقايي از راه شنوايي، از شروط اوليه ي فراگيري هنر موسيقي است.
عمل تقليد در موسيقي را مي توان طي مراحل زير تحقق بخشيد.
1.گوش فرا دادن به صوت لازم به تقليد
2.صدور فرمان از مغز به حنجره براي تقليد صوت مورد نظر
3.فرمانپذيري حنجره
4.اجراي آوازي(سرايش-وزن خواني) صوت لازم به تقليد
5.گوش فرا دادن به صوت اوليه(صوت لازم به تقليد) ونيز صوت تقليد شده
6.تطبيق و در صورت لزوم تصحيح(تصحيح در اين جا به معناي کوک کردن نيز مي باشد) صوت تقليد شده با صوت اوليه
براي درک بهتر، مراحل بالا را مي توان در مسير دايره سان(صفحه بعد)ترسيم کرد.
مراحل تقليد از راه شنوايي را با زبان ساده نيز مي توان چنين بيان کرد:
يکي از نت ها ي پيانو نواخته مي شود.پس از گوش فرادادن به آن، صداي مورد نظر را با دقت لازم عينا توسط حنجره، آواز (سرايش) مي کنيم.اکنون صوت آواز شده يا سرايش شده ي خود را با صداي نواخته شده توسط پيانو که در جريان شنوايي ما قرار دارد به دقت بررسي و در صورت لزوم تصحيح مي کنيم. اين عمل، کوک شدن صداي آواز شده ي ما با صداي حاصل از پيانو خوانده مي شود، و مجموعه ي مراحل ذکر شده را عمل «تقليد اصوات موسيقايي» مي گوييم.
بديهي است که انجام مراحل فوق با شنود يک يا چند الگوي ريتم نيز نيز تحقق مي پذيرد.براي مثال: مي توانيم پس از گوش فرا دادن به يک الگوي ريتم() که با ضربان دست و يا ساز مورد نظر يا هر وسيله ي ديگري اجرا مي شود، با دقت لازم آن را به ذهن بسپاريم و به هر وسيله ي لازم آن را به ذهن بسپاريم و به هر وسيله ي ممکن عينا تقليد و اجرا کنيم.به اين عمل نيز تقليد ريتم مي گوييم.
اين تمرينات نيز مي تواند به ميزان درک و تشخيص ما نسبت به اصوات موسيقايي و الگوهاي مختلف ريتم بيفزايند.
رعايت کامل و بدون وقفه ي مراحل تقليد، در بالا بردن ميزان توانائي تمرکز ما در هنگام اجرا موثر و مفيد خواهد بود.
اين کار همچنين به عمل پذيرش مغز و ارتباط آن با موارد بيروني که توسط حواس (بينايي-شنوايي) برقرار مي شود نيز به ميزان قابل توجهي تقويت و وسعت مي بخشد. در حقيقت اين عمل پايه و اساس مناسبي است براي تقويت توان اجرا هاي جمعي هنر جويان، اعم از خوانندگاني در گروه هاي آوازي ويا نوازندگاني در آنسامبول ها و ارکستر ها زيرا در اين گونه موارد(اجراي جمعي) ارتباط اجرا کنندگان «اعم از ارتباط بينايي-شنوايي و يا هر دو» با فرد يا افراد اجرا کننده اجتنابناپذير است.
پيش گفتار
انتقال خصايص موروثي از نسلي به نسل ديگر از طريق عامل(DNA) موجود در سلول ها امري است که علم بر آن صحه گذاشته است.به همين دليل مکن اسن که انسان برخي ازخصوصيات برجسته وا لدين يا اجداد خود را ازطريق ژن ، کسب کند و در زمينه اي خاص به استعدادي در
خورتوجه دست يابد و يا اينکه با مهيا بودن زمينه هاي مناسب از بدو تولد به مرور زمان از طريق ارتباط مستقيم در برخي موارد ،نا خود آگاه به کسب ذهنيت هاي لازم نايل آيد، بي آنکه از چار چوب تعليماتي ويژه و آموزشي مستقيم بهره برده باشد.اما سومسن حالت ،ناظر به مجموعه تعليمات مدوني است که فرد به طور منظم و مستمر در جريان آن قرار مي گيرد.
در اين حال وابستگي او به منابع تعليم دهنده نظير مربي ، کتاب و... انکار نا پذير است.
مجموعه موارد اشاره شده را مي توان تحت سه عنوان زير بيان کرد:
1.اکتساب از راه توارث
2.اکتساب از راه آموزش غير مستقيم
3. اکتساب از راه آموزش مستقيم
شايد تعيين مرز اين سه حالت در يک فرد مشخص ،دور از ذهن باشد.امام علي رغم توصيه هاي لازم بر توجه داشت به مراحل اول و دوم در آموزش موسيقي، لازم است در مرحله سوم (اکتساب از راه آموزش مستقيم) بر تقويت بنيه فرا گيرنده توجه بسيار داشته باشيم زيرا در اين مرحله مي توان در ذهن فرا گيرندگان موسيقي ، بسياري از کمبود هاي مراحل قبلي آنان را نيزجبران کرد.
روش نوين آموزش «مباني اجراي موسيقي » ارائه شده در اين کتاب تا حد امکان ،پايه اي طرح ريزي شده است تا مورد استفاده همه فرا گيرندگان موسيقي از بدو ارتباط با اين هنر-صرف نظر از رشته خاصي که در موسيقي بر مي گزينند-قرار گيرد.چرا که يک نوازنده ، خواننده ، رهبر ارکستر ، آهنگساز ، موسيقي شناس و... لازم است از آغاز راه پرداختن به تخصص ويژه خود ، در مسير ارتباط با مباني نظري و عملي موسيقي و يک«ساز» براي اجراي موسيقي قرار گيرد تا از مهارت هاي بنيادين و اسکلتي اين هنر برخوردار شود.
نکته ديگر اي که در اکثر نقاط دنيا ، بيشتر واژه ها و اصطلاحات موسيقي زبان بين المللي دارند.در اين مجموعه نيز از استعمال واژه ها و اصطلا حات زبان جهاني پرهيز نشده است.
دستيابي به توان تقليد صداي حاصل از اجراي الگو هاي متنوع ريتم و نيزاصوات موسيقايي از را ه شنوايي ، از شروط اوليه ي فرا گيري هنر موسيقي است.
عمل تقليد در موسيقي را مي توان طي مراحل زير تحقق بخشيد
1.گوش فرا دادن به صوت لازم به تقليد
2.صدور فرمان از مغز به حنجره براي تقليد صوت مورد نظر
3.فرمان پذيري حنجره
4.اجراي آوازي(سرايش-وزن خواني) صوت لازم به تقليد
5.گوش فرا دادن به صوت اوليه و نيز صوت تقليد شده
6.تطبيق و در صورت لوزوم تصحيح صوت تقليد شده با صوت اوليه
براي درک بهتر ، مراحل بالا مي توان در مسير دايره سان (شکل) ترسيم کرد.
مراحل تقليد از راه شنوايي را با زبان ساده نيز مي توان چنين بيان کرد :
يکي از نت هاي پيانو نواخته مي شود .پس از گوش فرا دادن به آن ، صداي مورد نظر را با دقت لازم عينا توسط حنجره ، آواز(سرايش ) مي کنيم . اکنون صوت آواز شده يا سرايش شده خود را با صداي نواخته شده توسط پيانو که در جريان شنوايي ما قرار دارد به دقت بررسي و در صورت لوزوم تصحيح مي کنيم . اين عمل ، کوک شدن صداي آواز شده ما با صداي حاصل از پيانو خوانده مي شود ، و مجموعه ي مرا حل ذ کر شده را عمل (تقليد اصوات موسيقايي) مي گوييم.
بديهي است که انجام مرا حل فوق با شنود يک يا چند الگوي ريتم نيز تحقق مي پذيرد.براي مثال : مي توانيم پس از گوش فرا دادن به يک الگوي ريتم() که با ضربان دست و يا ساز مورد نظر و يا هر وسيله ي ديگري اجرا مي شود ، با دت لازم آن را به ذهن بسپاريم و به هر وسيله ممکن عينا تقليد و اجرا کنيم .به اين عمل تقليد ريتم مي گوييم.
اين تمرينات مي تواند به ميزان درک و تشخيص ما نسبت به اصوات موسيقايي و الگو هاي مختلف ريتم بيفزايند .
رعايت کامل و بدون وقفه ي مراحل تقليد ، در بالا بردن ميزان توانايي تمرکز ما در هنگيام اجرا موثر و مفيد خواهد بود.
اين کار همچنين به عمل پذيرش مغر و ارتباط آن با مواد بيروني که توسط حواث (بينايي - شنوايي) بر قرار مي شود نيز به ميزان قابل توجهي تقويت و وسعت مي بخشد.در حقيقت اين عکل پايه و اساس مناسبي است براي تقويت توان اجرا های جمعی هنر جویان , ائم و از خوانندگی در گروه های آوازی و یا نوازندگی در آنسامبل ها و ارکستر ها