آن کس که بي دانش دست به کاري زند بيش از آنکه اصلاح کند تباه مي سازد [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
ويولونيست ايراني
   1   2      >
به سراغ من اگر مي اييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصدهايي است
که خبر مي آرند از گل واشده دورترين بوته خک
روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است که صبح
به سرتپه معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي ايد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگرمي اييد
نرم و آهسته بياييد مبادا که ترک بردارد
چيني نازک تنهايي من


خط سبز ::: چهارشنبه 28/9/1386::: ساعت 3:30 عصر


اندک گله اي و شکايتي، حل مشکلي و کنايتي وهدف و غايتي!!!!!!!!!!!!!!!


چه خوش باشد که بعد انتظاري، به اميدي رسد اميد واري (حل مشکلي و کنايتي!!! )


امان از دست اين اساتيد گل. خب حق دارن،تجربه دارن و استادن ديگه نه ؟


دوستان عزيز قبلا هم گفته بودم که همين اصوات به قول شما بي معني پايه و اساس کار ما هستند هر چند که اطرافيان شايد اين نکته را ندانند، مهم نيست،براي آنها هم برنامه ي ويژه اي داريم، بالاخره راضي کردن آنها هم لازم است، به شرطي که استاد را از خود مايوس نکنيم پس در درجه اول در جلب رضايت استادتان بکوشيد وبعد خانواده و اطرافيان.جلب رضايت اطرافيان هم به آساني ميسر مي شود، تنها کافيست از بخش نت نامه ي همين وبلاگ استفاده کنيد که تقريبا دايره النتوت موجود در اينترنت پارسي را معرفي کرده. با رغايت اين موارد چند نکته مي ماند که بگوييم به همه ي زنده دلان و نااميدان ويولنيست ايران زمين که اينجا مهد ايشان است و لاغير.


که


اينکه ويلن را کنار گذاشته ايد و مي خواهيد از نو آغاز کنيد و از سر بگيريد نواختنش را به چند نکته ي زير توجه کنيد:


به تماشا سوگند و به آغاز کلام که کار موسيقي تکرا ر است و والسلام.تمرين و تکرار و تکرار و تمرين و تکرار و از نو و از نو و تکرار. از ابتداي راه شروع کنيد از اولين نتوتي که ياد گرفتي از اولين لحظه اي که ويلن را در دست گرفتيد، خوش آن دلداده اي کاين بخت دارد ، که پيش روي جانان جان سپارد. تمرين و تمرين؛ هر چه بيشتر، بهتر.حداقلش را خودتان تعيين کنيد.


مشاهير ويولنيست يا کلا موسيقي، اگرزندگي نامه هاشان را مطالعه نموده باشيد در اکثر موارد مي بينيد که همه ي زندگي شان و کار و کوششان سازشان بوده و از بسياري از خواسته هاي انسان هاي عادي باز مانده اند که البته در بيشتر موارد اين ضعف هايشان به علت نبود يک مربي کار آمدبوده. پس احتياج به يک برنامه ريزي دقيق داريم که تمرين نوازندگي در صدر فعاليت هاي آن قرار دارد اين برنامه هم بعهده خودتان.


تمرکز، عنصر اصلي ، اساسي، حياتي،گاه فراموش. تمرين هاي يوگا داشته باشيد. هر غذايي نخوريد، هر لباسي نپوشيد، در آينده اين موارد را باز تر خواهيم کرد، فعلا به عهده ي خودتان.


علاقه و استعداد و ذوق هنري هم که اگر نداشتيد که اکنون در اين محفل گرم نبوديد اين مورد هم به عهده ي هنر آموز مي باشد.


به عنوان حسن ختام يادآوري اين نکته ضروري است که آيا هدفي هم داريد؟ از ويولنيست شدن و ايماني راسخ و اراده اي پولادين و پارسي.


راستي ،


صلاح و توبه و تقوي زما مجو حافظ_ز رند و عاشق و مجنون کسي نيافت صلاح


حل مشکلي و کنايتي وهدف و غايتي


:


اينکه شما در اينترنت کلمه ي ويولن را جسته ايد مي نماياند که از او دوريد و اما با او لحظه ها را زنده هستيد. مي دانيم، مي دانيم. به مهد زنده دلان نااميد ويولنيست ايران زمين خوش آمديد.


اينجا براي از تو نوشتن هوا کم است


دنيا براي از تو نوشتن مرا کم است


نااميديد و ويلن رو گذاشتيد کنار و حالا توي اينترنت يه وبلاگ پيدا کرديد با عنوان آموزشي جهت ويلن ايراني. وبلاگ اندک جامعي است با مطالبي خواندني حول محور ويلن که اگر به قسمت مطالب بايگاني شده اش نظري بيفکنيد سر فصل هاي فصول سبزش را مي بينيد. مطالب تنها حول محور ويلن نمي گردند بلکه به موسيقي و انواع آن و نقد و نظر در باره ي آن نيز پرداخته مي شود تا ويولنيست ايراني اطلاعاتي داشته باشد متناسب با استاندارد هاي جهاني، اقداني هر چند کوچک نيزدر جهت آموزش ويلن برداشته شده است يعني قسمت هاي :


مکتبمان، که آموزش هاي شخصي نويسندگان وبلاگ است.


کتاب اول ويلن استاد خالقي، که عينا آموزش هاي اين کتاب است با کمي کمک آموزش از جانب حقير، که اگر سوالي در مورد هر يک داشتيد استر حاما در صفحه ي اصلي مبذولش بنماييد.


تئوري موسيقي، که بي شک بدون مطالعه ي اين بخش همه ي آموزش بي فايده است و نداني که از کجايي، در کجايي، کيستي.


آشنايي با موسيقي ايراني و آشنايي با موسيقي فرنگي نيز هم اهميتش را مي دانيد ديگر نه؟


6 درس ويلن يهودي منوهين هم بخش بسيار مهمي است، از اين کتاب غافل نشويد که کيمياي سعادت است.


و ساير بخش ها که همه را با دقت به قسمت مطالب بايگاني شده مي توانيد بيابيد.از ويلنيست ايراني راضي هستيد آيا. قرار را اگر از 20 نمره بگذاريم به او چند مي دهيد. تا چه حدي توانسته رضايتتان را جلب نمايد.


راستي گله اي بزرگ از شما((لطفا نام ونشاني ايميلتان را تنها يک بار در خبر نامه وبلاگ وارد کنيد و از بذل نظراتتان جز در صفحه ي اصلي جدا خود داري بنماييد))


با تشکر و عرض ادب و احترام و سلام و سلامتي و عيد مبارک


شهرياري



خط سبز ::: شنبه 21/7/1386::: ساعت 2:41 عصر

هوالحق


اين مطلب را قبل از شروع بکار مينويسم تا بعدا موسيقي دانان عزيز از بنده خورده نگيرند


 همانطورکه ميدانيد براي اولين بار افتخار نويسندگي در اين وبلاگ را تجربه مي کنم.دوست دارم مخاطبين من ،يعني همان خوانندگان اين


 وبلاگ،مطالبي که با نام ايمان خلجي نوشته ميشود را ،نه بعنوان يک کارشناس و يا يک موسيقي دان بلکه بعنوان يک شخص عادي و يک


 شنونده ي موسيقي و کسي که فقط و فقط نظرات شخصيش را مي نويسد بدانند.و بدانند که  تنها عقايدم را خواهم نوشت و از کسي


 نميخواهم که آنها را بپذيرد.در صورت اختلاف ويا توافق نظر بين من وشما خواننده ي عزيز،خوشحال ميشوم نظر شما را در رابطه با مطلبم


 جويا شوم..متشکرم


 


 موفق و پيروز باشيد.


 



ايمان خلجي ::: پنجشنبه 5/7/1386::: ساعت 1:47 عصر

پيرامون موسيقي رپ آيا ؟


موسيقي رپ که در دههٔ ۱۹۸۰ ميلادي و از ميان سياه پوستان فقير متولد شد، در واقع يک نوع موسيقي اعتراض‌آميز خياباني است. مانند خيلي از سبک‌هاي ديگر موسيقي غربي، اين سبک نيز با چندين سال تاخير، به ايران راه پيدا کرد.



اين موسيقي از پيش‌پا افتاده ترين و سهل ترين و خياباني ترين کلمات استفاده مي‌کند، بدون اين که از حيث ادبي بتوان اين نوع استفاده را نقد کرد. يعني در نوشتن متن رپ، هيچ الزامي براي رعايت قوانين ادبي وجود ندارد.موسيقي رپ به موضوعاتي از جمله: اختلاف طبقاتي، رياکاري، دعواهاي خياباني، فرهنگ غالب جهاني و البته بحران‌هاي سياسي مي‌پردازد و ترانه‌هاي آن اگرچه قافيه‌هايي ضعيف دارند و در نگاه بسياري شعر ناب به حساب نمي‌آيند، امّا با همين سادگي و بي پيرايگي خود مي‌کوشند معنايي ديگر از زندگي اجتماعي را به ما يادآوري کنند.


در ايران اما اين معناي ديگر از زندگاني که به ما يادآوري مي شود چنان ژرف است و ژرف که براي مدت نامحدودي آدمي را به سمت مثبت بي نهايت متمايل مي نمايد. ايراني، ايراني اصيل اگر به اين آهنگ ها تا انتهايشان گوش بدهد به فتواي حقير برود گرين کارتش را بگيرد که ديگر ماندنش جايز نيست. موسيقي زير زميني در غرب به موسيقي اي گفته مي شود که نه تنها از حيث محتوا ي اثر بلکه از حيث آهنگ سازي نيز در رده ي بالاست .، در سرزمين ما اما اوضاع بلعکس است آنها براي گفتن حرف حق زيرزميني کار مي کنند و ما ها براي گفتن چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. حافظ اين حال عجب با که توان گفت. از بين آثار رپ آقاي نامجو، بينش پژوه و ديگري را در خاطرم نيست مجاز کار مي کنند، آثارشان در سايت ترانه فارسي هست با کمي جستجو مي يابيد. به عقيده بنده به اين سبک خواندن اصلا به زبان فارسي نمي آيد.


در اين اقيانوس آثار، واقعا جاي موسيقي هاي ناب و اصيل خالي است پس حق دارند به سراغ کار هاي ضعيف بروند، نه مي شناسند آثار فاخر را و نه علاقه اي به گوش دادن آنها دارند، جملگي به دنبال چي هستند؟ آهنگ شاد، شاد باشه آقا شاد. اکثريت غريب به اتفاق جماعت ذکور و نثور ايراني موسيقي را به عنوان تفريح مي نگرند و لا غير.چه اينکه اکثريتشان آن را حرام نيز مي انگارند همان نهينيسم خودمان، ولي پيوسته به دنبال آهنگ شادند.



 


حتي توي تکثير غير مجاز هم اگر دقت داشته باشيد به سختي مي توانيد آلبوم هاي ارزشمند رو پيدا کنيد.جز اندکي بقيه زباله اند. چه زخيره ي نيکويي براي خود در نظر گرفته اند اين شکنندگان قانون کپي رايت به صورت کلان، هم به اقتصاد هنر مندان ضربه ي اقتصادي مي زنند و هم به فرهنگ اين مملکت.فرهنگ چه واژه ي غريبي، راستي از فرهنگ ايراني چيزي برايمان مانده است؟ صبر کنيد ببينم، موسيقي و لباس و ملزومات زندگي و آداب و رسوم و آداب معاشرت و قيافه هامان که کاملا ايراني- اسلامي است،نه ما همانيم که بوديم.تو خود حديث مفصل بخوان از اين فرهنگ.


از خود گريزانيم همگي و به بيگانه متمايل، خود را باور نداريم.آه چه درد جانسوزي. هر چه که بيگانه بگويد مي گوييم :


 به خدا قسم


 قسم به نان و نمک


 به شرم تو


به چشمهاي قشنگ تو


 اندازه ي هر چه دل تنهايي ات بخواهد


 با همه ي وجود


و با هر چه عشق


 و عشق


چشم


از خيل فرقه ها ي ايراني 5 فرقه را نام مي برم از نقطه نظرشان به موسيقي


گروه 1


نهينيست ها ي موسيقي را جيززز انگار، اما در خفي :  بلي، در جلي : خير خير خير، هنوز برايشان مشخص نيست که موسيقي خوب است آيا يا بد. به منسبشان مي چسبند، به ميزشان و به درآمدشان. فرهنگ چيست ؟ موسيقي چيست؟ آواز کدام ارشاد چيست؟؟؟؟.حرام است آقا حرام.کذب است کذب است اين مرد سراسر کذب است و ريا بيرونش کنيد، مشعل ها را بياوريد و او را به آتش بکشيد.


گروه 2


آه از نهادشان برآيد که اي قوم به حج رفته، اي قوم به حج رفته،کجاييد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟معشوق همينجاست بياييد بياييد.از دست هامان بس دل پري دارند بس.اما نرسد ناله ي سعدي به کسي در همه عالم، گر توووووووووووووووووووووووووو تقدير کني، دست تنهايند تنهاي تنهايند. تا هستند که همين جماعت به ظاهر موسيقي دوست نيز پاسشان نمي دارند و هنگام به باقي شتافتنشان خيل عشاق به مزارشان روانه مي شوند که چه؟ ...


گروه 3


شمه ي اقتصادي فوق بشري اي دارند و از آب گل آلود ميگو مي گيرند و به خورد مردم ساده مي دهند، که لسان غيب خوشتر بنوازند اين نوا را.


گروه 4


جوانک هاي متعصب، متعهد، متخصص، مجرب، مرخم،مجرد،لاسري،مي بمل، فابکار، سي بمل، دره التاج، اقسام ذوالاربع،بر اوزان مُفتَعِلُن-فَعِلُن- مُفتَعِلُن-فَعِلنَ-يا تَن-تَنَنَن- تَنَنَن- تَن- تَنَنَن- تَنَنَن که قلم هاشان حزين و مويه و غم انگيز و بيداد و شکسته ويرگول دشتي و افشاري و منصوري روايت مي کنند که هر کسي که نيست اهل دل ز دل خبر ندارد، دل زدست غم مفر ندارد.القصه از اقليت مفيد نويسشان گذشته مابقي از شجر مي نويسند ولا غير که شجر جونم دوستت دارم يه عالمه هر چي بگم بازم کمه. گاه نقد هايي مي نمايند، ايراني جماعت را که مي دانيد نقاش ازل ورا چو تصوير کشيد بلي همه اش به نقد و نقدير کشيد. گوشه اي از ايشان نيز به کار تصنيف شکافي پرداخته و چنان وصف مي نمايند : که اين گوشه ي چنگيز است و آن نغمه ي شهرام و آن يکي رِنگ شتر است و شمع و يار و مي و ميخانه با آواز ي از بانو پروانه،اين نکته که ،که مي فهمد که چه مي نويسند، خودهاشان ديگر!.


گروه 5


نمي دانند ميوزيک يا همان الموسيقي الکبير خودمان که بود و چه کرد و فونکسيون و پيچ و کانجاکت چيست و مداليته، نيز کنتر پوان را حتي نمي شناسد، جماعت عزيزي هستند، چه کنند که دوست ندارند وارد مقاصد الحان شوند ، البت به ساير آلات موسيقي غريب تصرف دارند اما چه کنند که از وطن بيزارند و امليسم مي خوانندش و فرار را بر قرار ترجيح داده اند.


قصه نکنم دراز کوتاه کنم


که اي خيل بردران و قيل خواهران رحمي، رحمي که من امروز مهمان توام فردا چرا؟


 



خط سبز ::: چهارشنبه 28/6/1386::: ساعت 12:0 صبح

در ابتداي امر اگر به خاطر داشته باشيد بر اين باور بودم که تنها آموزش مهم است و مفيد.


اما با گذشت ايام تجربه ثابت کرد که تنها آموزش مطلق کافي نيست. يک ويولونيست ايراني بايد موسيقي دان هم باشد، بايد از تاريخ موسيقي سرزمينش و مشاهير آن و آثار آنها مطلع باشد و بايد با نظام دستگاهي موسيقي ايران آشنا باشد و علاوه بر اين هويت ملي که من و او با هم مي سازيم بايد از قافله ي موسيقي جهاني نيز عقب نماند.پس برآن آمدم تا به لطف خدا تغييرات گذشته و آينده را در وبلاگ ويولونيست ايراني به عمل آورم، در اواسط تابستان 86 آقاي مازندراني به جمع نويسندگان وبلاگ اضافه شد و امروز آقاي خلجي که ورود ايشان را به جمع نويسندگان اين وبلاگ تبريک مي گويم .باشد که موثر واقع شود و خودهامان را از يک نوازنده ي ساده به يک موسيقي دان کامل در عرصه ي جهاني تبديل کنيم.    


به اميد آن ايام


ارادتمند


شهرياري



خط سبز ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 4:0 عصر

ماه صيام مبارک



غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه


که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند


ثبت نام در ختم جمعي و همزمان قرآن کريم



دانلود مناجات هاي ماه رمضان ... احساس خوب افطار و استاد شجريان 


التماس دعا




خط سبز ::: چهارشنبه 21/6/1386::: ساعت 7:50 عصر


کجاست صوفي دجال فعل ملحدشکل...


مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد...


شايد اين جمعه بيايد شايد...


ساقيا...


ساقيا آمدن عيد مبارک بادت...


به اميد تعجيل ظهورش 5 گل صلوات...



خط سبز ::: سه‏شنبه 6/6/1386::: ساعت 11:36 عصر

باسلام


يه تبريک : هفته ي دولتتون مبارک، صد هفته به اين هفته ها.


يه نکته : طبق آخرين اخبار حاصله به اطلاع مي رساند که ساز خوش آوازنظير شنبَه به علل شرعي ممنوع التصوير داخلي شد، فعلا تنها در تلويزيون ايران صدايش را داريم تصويرش را نداريم، تا بعد


يه مطلب من باب خريد ساز


تحسين مي کنم


آفرين بر شما


فتبارک الله احسن الخالقين


تبريک مي گم


اما، اگر، آيا، چرا، چگونه


و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ويلن رو دوست داريد.


اين سوال ها را از خود بپرسيد


لطفا.


و


هدفي شايسته را مد نظرتان قرار دهيد


استر حاما.


و با نام و ياد خداوند شروع کنيد به جستجوي موسسه اي معتبر و شايسته ي اعتمادتان، با حفظ اين نکته که:


استاد تو عشق است چو آنجا برسي


او خود به زبان حال گويد چون کن


پس به استادتون اعتماد کنيد و خريد ساز تون رو به ايشون بسپريد.


 



خط سبز ::: يکشنبه 4/6/1386::: ساعت 10:55 عصر

!!!توجه توجه!!!


تمناي وصال


وبلاگ جناب آقاي


سيد عبدالحسين مختاباد


به قلم خود ايشان


تمناي وصال


 



خط سبز ::: چهارشنبه 31/5/1386::: ساعت 5:26 عصر

آه


عجب نوايي


 عجب صدايي


واي چه حس قشنگي


سلام،صداي سازت رو که شنيدم بي اختيار اومدم تا از چشمه ي فيضت بهره ببرم.


مي ياي با هم بنوازيم عزيزم ، خيلي قشنگ ساز مي زني.محشره، فوق العاده است، ببينم شما با استاد يا حقي نسبتي نداري،را ستش رو بگو ويوالدي عموي تو نبوده ،واآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآي تو واقعا استادي .من به فداي آرشه کشيدنت، کدوم جوانمردي استادت بوده الحق که استادي رو به حقت تموم کرده ، برسان سلام ما را....


ببين بيا با هم پا بزنيم، آهان 1و2 و....


واقعا انسان فرهيخته اي بود دوستان، ولي همچين خوبم نمي زد ها، اما نخواستم دلش رو بکشنم،پس هي از ش تعريف کردم.


اينم يه تکنيک خوب واسه نوازندگيه.هميشه که استادتون در دسترس نيست.مگه نه؟ کسي هم که هميشه نيست تا بتونيد با هاش بنوازيد.پس به جاي نواختن با مي دي ها اين بار صداي ساز خودتون رو ضبط کنيد و با اون بنوازيد.خيلي از ايراداتتون رو پيدا مي کنيد، در عين حال لذت هم مي بريد که با ويلن ديگري مي نوازيد و نه با مي دي که صداي کامپيوتره. فقط در نواختن قطعه اي که اول بار ضبطش مي کنيد دقت کنيد. واقعا لذت بخشه با يه ويولن ديگه نواختن مگه نه؟تازه جالب تر هم ميشه اگر هر بار که هم نوازي مي کنيد صداي هم نوازيتون رو هم ضبط کنيد.


گر ز حال دل خبرداري بگو


ور نشاني مختصر داري بگو


مرگ را دانم ولي تا کوي دوست


راه اگر نزديک تر داري بگو


موفق باشيد



خط سبز ::: سه‏شنبه 30/5/1386::: ساعت 12:30 صبح

آمده‏ام براي خدمتگذاري...


 


يا عشق ادرکني


 


ما در دو جهان غير خدا يار نداريم                  جز ياد خدا هيچ دگر کار نداريم


در روي زمين چون دل ما گنج معانيست         دينار چو باشد غم دينار نداريم


ما ايمو گليم و نمد کهنه و کنجيم               بر سر هوس جبه و دستار نداريم


ما شاخه درختيم و پر از ميوه توحيد           هر رهگذري سنگ زند عار نداريم


گر يار وفادار نداريم عجب نيست                  ما يار به جز حضرت غفار نداريم


بشنو زدل زنده شمس الحق تبريز            از دوست به جز وعده ديدار نداريم


 


با کسب اجازه از مدير محترم وبلاک و همچنين ساير دوستان عاشق موسيقي و ويولون.


عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه شما و آرزوي توفيق روز افزون براي شما دوستان محترم.


قبل از هر چيز معرفي مي‏کنم، بنده دوستدار همه عاشقان، مهدي با تخلص پيدا و پنهان.


با وجود دانش محدود خودم در زمينه موسيقي و علم به اينکه خودم رو در اين زمينه کسي نمي‏بينم، اين بار آمده‏ام براي خدمتگذاري به شما علاقه‏مندان به موسيقي اين مرز و بوم و همچنين علاقه مندان اين ساز گرانبها و ارزشمند، سازي که مطمئنا حرف هاي زيادي براي شما دارد.


در گذشته تنها به عنوان يک بيننده از زحمات بي دريغ مدير محترم وبلاگ استفاده مي‏کردم امّا اکنون اين افتخار رو دارم که به عنوان يک خدمتگذار به جمع نويسندگان اين وبلاگ پيوستم.


ضمن عرض خسته نباشي و خدا قوت خدمت دوست ارزشمند، جناب خط سبز، از همين جا موفقيت و بهروزي و اميدواري به فردا براي شما آرزو دارم.


آرزوي ما رسيدن به مقصود است و نه مقصد البته با ياري شما عزيزان بازديد کننده از اين وبلاگ. مسلماً در اين مسير به مقصدهايي خواهيم رسيد اما فراموش نکنيم هدف ما رسيدن به تنها مقصود و آن هم پرودگار بلند مرتبه است.


                   


                                                                                                                                 به اميد فردا


                                                                                                           دوستدار همه عاشقان موسيقي سنتي ايران 


                                                                                                                                  پيدا و پنهان


 



مهدي مازندراني ::: دوشنبه 29/5/1386::: ساعت 10:29 عصر

آواي باران ...


          خوش الحان ترين پرنده هاي فصل رويش


خوشه چيني از درخت تاک خانه هاي قديمي


ياد حضور  و


                هي بازخواني نام هايي که در تو


شور زندگي اند و باز تابش شعور ايمان .


مي خواهم از آواي خوش باران رويش


              به خوش الحان ترين شکل بگويم :


سلام بر حسين


                       سجاد


                                  و عباس


سلام بر زاد روز آيينه هاي کمال علوي !!!


اختصاص شماره حساب براي حمايت‌ از «مصطفي کرمي»



خط سبز ::: يکشنبه 28/5/1386::: ساعت 12:29 عصر


دوستان يک سري تغييرات در وبلاگ دادم و موضوع بندي اش کردم.لطفا براي نظر دادن فقط به بخش هاي موجود در صفحه ي اصلي مراجعه کنيد چون من قادر به ديدن نظرات موجود در بخش آرشيو نيستم.
عشق مي وزم و اميد که اين فن شريف 
چون هنر هاي دگر موجب حرمان نشود
يک نويسنده ي جديد(جناب پيدا و پنهان) هم به جمعمون اضافه شده که ورود ايشون رو تبريک مي گم.


لطفا جهت اطلاع از بروز شدن وبلاگ نا م و آدرس ايميل خود را در خبر نامه وارد کنيد.



خط سبز ::: يکشنبه 21/5/1386::: ساعت 5:31 عصر


ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد


دل رميده ما را رفيق و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت


به غمزه مسله آموز صد مدرس شد


 



گفتي که يک ديار هرگز به ظلم وجور نمي ماند برپا و استوار


هرگز هرگز


ديرينه اي محمد



خط سبز ::: شنبه 20/5/1386::: ساعت 11:40 عصر

سلام


ميلاد با سعادت حضرت باقرالعلوم رو بهتون تبريک مي گم و اميد وارم ايشون رو در علم آموزي الگوي خودتون قرار بديد، ماه رجب رو هم بهتون تبريک مي گم و اميد وارم در شب آرزوها يا ليلة الرغائب (اولين شب جمعه ي ماه رجب) بنده رو هم مستوجب دعاي خيرتون قرار بديد و اگر در مراسم اعتکاف وبلاگ نويسان هم شرکت کرديد نيز هم.


 




خط سبز ::: دوشنبه 25/4/1386::: ساعت 12:0 صبح

چقدر زود گذشت....


وبلاگم با همه ي بدي هاش و بي فايده گي هاش يک ساله شد.


يه روزگاري نمي تونستم به کلاس ويولن برم اون زمان بود که به فکر ساخت اين وبلاگ افتادم. اون زمان بود که درک کردم-عجب درديست دور از يار بودن- وتصميم گرفتم با نوشتن اين وبلاگ هم خودم رو وادارکنم که دست از تلاش برندارم، هم اگر قابل بوده باشم باري رو از رو دوش خسته اي بردارم و گامي بر دارم در جهت بهبود اوضاع موسيقي ايران. نمي دونم نظر شما چيه. توي اين يک سال حداکثر شايد 1 يا 2 نفر بودن که نظر واقعي و جامع و مربوط به موضوع اين وبلاگ رو ارائه دادند.نمي دونم...تا حالا واقعا تونستم بهتون کمک کنم يا نه.به نظر خودم نه، نتونستم.


ويولونيست ايراني با يه هدف مقدس شروع شد، يه هدف متعالي. اميد که بتونه به هدفش برسه...


 


آيا ويولونيست ايراني :


بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و باتمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد...

صداش به شکل حزن پريشان واقعيت بود
و پلک هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما کوچاند...

به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير کرد ...

و او به شيوه باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد


و 


همه ي درد من اين است که مي پندارم


ديگر اي دوست من دوست نداري باشم




 



خط سبز ::: دوشنبه 4/4/1386::: ساعت 4:17 عصر


( عوامل تاثير گذار بر من! )


تب! جديدي چند وقت پيش بين بلاگرها پيچيد که تقريبا بعد از يلدا بازي فراگيرترين موضوع مشترک براي نگاردن شد . اين بار بلاگرها از عوامل تاثيرگذار بر زندگي و روحياتشان نوشتند .
کسي من را دعوت نکرد
ه، اما چون موضوع جالبي بود چند روز روش فکر کردم و بعد رسيدم به چند خط زير


 


تاثير گذار ترين حادثه زندگي من، ورودم به دنياي موسيقي بود که نگاه من رو به زندگي عوض کردو شد مانا ترين خاطره ي من.با همه ي تلخي ها و شيريني هايش


ورودم به اين عالم بي همتا آنچنان بچه گانه شروع شد که شرم دارم از بازگو کردنش....


در اين عالم زيبا سازي نيست که من آرزوي نواختنش را نداشته باشم و نغمه وآوازي نيست که من شيفته اش نشوم مگر، آن نغمه بدل ها ي فاسد که نمي توان نام موسيقي را برآن ها نهاد.


اميدوارم شما هم شرکت کنيد 



خط سبز ::: سه‏شنبه 29/3/1386::: ساعت 11:40 عصر


فردا روز شهادت درياست، باران بند بند انگشتان درختان را مي شمارد و از سرشاخه هاي فروتن بيد هاي مجنون فرود مي آيد.روز شهادت کسي که مادر خورشيد هاي دنباله داري است که تا هنوز تاريخ زلالي زمين را تضمين کرده اند.



اي بانوي آب و آيينه! گياهان از زمين به ياد تو سبز مي رويند و شقايق ها از ازل تا ابد داغدار زخمي هستند که دستهايي نا مهربان بر شانه هاي فدک زدند.هر دري را که مي بينم، دردي در من جوان مي شود و زخمي کبود در من جوانه مي زند.اي زلال ترين بانوي دو عالم! اي که تاريخ، نامت را به احترام مي نگارد و من تمام جغرافيا را به ياد تو محترم مي شمارم، اي زلال تر از نسيم و اي ماناتر از عشق، هر گاه نام تو بر زبانم مي وزد، جاني دوباره در من ريشه مي دواند و اندوهي جانکاه زبانه مي کشد.ميدانم هيچ سنگي لايق آن نبوده است که بر مزارت بنشيند و از اين رو تنها خورشيد بر مزار تو سايبان است.



هان اي «مادر پدر»! نام تو را مي برم، زبان زمستاني ام شکوفه مي زند، سلولهاي سخره اي ام آواز مي خوانندو کلمات مچاله شده ام دهان به دهان مي گردند و جهان را شيرين مي کنند.



تو در کدامين نقطه جغرافيا خورشيد شده اي ؟ در کدامين دريا مرواريدي ؟ يا کدام ابر، از کدام سمت مي باري که درختان به احترام آمدنت سبز ايستاده اند؟



اي بانوي زلال، دريا مهاجر است، صدا مهاجر است، رودها مهاجرند، تنها انده توست، تنها زخم پهلوي توست که در کبودي تاريخ ماندگار است. من که ذهن و زبانم با ياد تو شکفته مي شوند، امروزبا زباني شکسته، کلماتي سوگوار و اندوهي ژرف در خود مي شکنم. در جايي خواندم: «مگر مي توان، پهلوي تو بود و نشکست»




خط سبز ::: يکشنبه 27/3/1386::: ساعت 3:11 عصر

سلام
تسليت...
زنده تر از تو کسي نيست، چرا گريه کنيم ؟
مرگمان باد و مباد آن که تو را گريه کنيم
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزيد
ما که باشيم که در سوگ شما گريه کنيم ؟
رفتنت آيينه آمدنت بود، ببخش
شب ميلاد تو تلخ است که ما گريه کنيم
ما به جسم شهدا گريه نکرديم، مگر
مي توانيم به جان شهدا گريه کنيم ؟
گوش جان باز به فتواي تو داريم، بگو
با چنين حال بميريم و يا گريه کنيم ؟
اي تو با لهجه ي خرشيد سراينده ما
ما تو را با چه زباني به خدا گريه کنيم ؟
آسمانا ! همه ابريم گره خورده به هم
سر به دامان کدام عقده گشا گريه کنيم ؟
با غبانا ! ز تو و چشم تو آموخته ايم
که به جان تشنگي باغچه ها گريه کنيم
محمد علي بهمني



خط سبز ::: سه‏شنبه 15/3/1386::: ساعت 8:36 عصر

   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 56
بازديد ديروز: 86
کل بازديد :25687

>> درباره خودم <<
ويولونيست ايراني
مدير وبلاگ : خط سبز[114]
نويسندگان وبلاگ :
گلابتون (@)[0]

مهدي مازندراني (@)[15]

ايمان خلجي (@)[12]


به حرص ار شربتي خوردم، مگير از من که بد کردم/بيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا!

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<