جوانمردى آبروها را پاسبان است و بردبارى بى خرد را بند دهان و گذشت پيروزى را زکات است و فراموش کردن آن که خيانت کرده براى تو مکافات ، و رأى زدن ديده راه يافتن است ، و آن که تنها با رأى خود ساخت خود را به مخاطره انداخت ، و شکيبايى دور کننده سختيهاى روزگار است و ناشکيبايى زمان را بر فرسودن آدمى يار ، و گراميترين بى‏نيازى وانهادن آرزوهاست و بسا خرد که اسير فرمان هواست ، و تجربت اندوختن ، از توفيق بود و دوستى ورزيدن پيوند با مردم را فراهم آرد ، و هرگز امين مشمار آن را که به ستوه بود و تاب نيارد . [نهج البلاغه]
ويولونيست ايراني

موسيقي در دوره اسلامي


 


اسحق ابن ابراهيم«مادر اسحق _شاهک رازي_ در ري به خوانندگي مشغول بوده و ابراهيم او را در آنجا ديده و به همسري خود درد آورده» (150-235) شهرتي به سزا دارد و نوازنده و خواننده و شاعر و اديب بوده. موسيقي را از پدر خود و ساير استادان فن از قبيل منصور زلزل که ايراني بوده فراگرفته. اسحق نيز مانند پدرش از هدايايي که به او داده مي شد ثروت هنگفتي به دست آورد. صاحب اغاني او را به دريا و ساير موسيقيدانها را به جوي ها و نحر ها تشبيه کرده و وي را در موسيقي صاحب سبکي خاص دانسته و مي نويسد: که اسحق اوزان موسيقي را تحت نظم و ترتيب مخصوصي در آورده و در کتابي که حاوي مجموع تصانيف اوست نغمات موسيقي را که خود ساخته از حيث وزن طبقه بندي کرده است. گويند اسحق به قدري خوباز کيفيت فواصل و پرده هاي موسيقي اطلاع داشته که قطعات موسيقي خيلي مشکل را روي عود ناکوک مي نواخته و اين دليل بر قوت قوه ي سامعه و مهارت انگشتان و آشنائي زياد او با عود بوده است.از کتابهائي که او نوشته بدبختانه چيزي در دست نيست ولي بي شک اين کتابها مرجع کتاب اغاني ابوالفرج اصفحاني بوده. پس از مرگ اسحق، خليفه ي عباسي با اظهار تاسف گفت که مجلس خليفه بي وجود اسحق ديگر زيور و رونقي نخواهد داشت.


اسحق شاگردي مرسوم به زرياب داشته که نديم و خواننده ي مخصوص خليفه بوده.زرياب سراينده و شاعر معروفي بوده و در بغداد نزد اسحق تعليم موسيقي گرفته و بعد خواننده ي در بار هارون شده سپس به اسپانيا مسافرت کرده و خليفه عبدالرحمن او را نوازش بسيار نموده و جاه و جلال تمام يافته چنانکه در موقع عبور از معابر صد بنده در خدمت خود داشته است.


چون در سطور فوق مکرر از کتاب اغاني نام برده شد بي مناسبت نيست از مؤلف اين کتاب هم ذکري بشود :


 


ابوالفرج اصفحاني- ابوالفرج به سال 284 در اصفحان متولد شده و در 356 در بغداد وفات کرده. کتابي که تاليف نموده موسوم به اغاني است که شامل حکايات راجع به موسيقيدانهاست و مخصوصا دوره ي هارون الرشيد و مامون را به خوبي توصيف کرده، حکايات اغاني بسيار دلپذير است و ضمنا اين کتاب يکي از بهترين منابع ادبيات عرب به شمار مي رود. مصنف اين کتاب پنجاه سال عمر خود را صرف تدوين آن نموده و نسخه ي خطي منحصر به فرد را به صيف الدوله ي همداني تقديم کرده و او در مقابل هزار دينار به ابوالفرج صله داده است. گويند عضدالدوله ي ديلمي کتاب اغاني را در تمام مسافرتها همراه خود داشته. گرچه اين کتاب بهترين منبع تاريخي موسيقي دوره ي درخشان خلافت عباسي مي باشد ولي ضمنا بايد متوجه بود که مطالب آن خالي از اغراق و مبالغه نيز نمي باشد.با وجود اين از نظر تاريخي قابل اهميت است و نام بسياري از شاعران و نوازندگان و خوانندگان و سازندگان را تنها اين  کتاب محفوظ داشته است.(مولف کتاب«ضحي الاسلام» شرحي راجع به موسيقي دوره ي عباسي نوشته و چون اين کتاب تازگي به فارسي ترجمه شده ممکن است براي بعضي اطلاعات ديگر به ترجمه کتاب مذکور موسوم به «پرتو اسلام» مراجعه کرد.)


   



خط سبز ::: چهارشنبه 15/12/1386::: ساعت 12:0 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 56
بازديد ديروز: 86
کل بازديد :25687

>> درباره خودم <<
ويولونيست ايراني
مدير وبلاگ : خط سبز[114]
نويسندگان وبلاگ :
گلابتون (@)[0]

مهدي مازندراني (@)[15]

ايمان خلجي (@)[12]


به حرص ار شربتي خوردم، مگير از من که بد کردم/بيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا!

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>موسيقي وبلاگ<<

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<